گرایش : تولید

عنوان :   مطالعه لزوم تداوم استراتژی­های تجدیدساختار صنعت برق ایران

دانشگاه شیراز 

دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی

گروه مدیریت

پایان نامه­ کارشناسی ارشد در رشته مدیریت صنعتی – گرایش تولید

عنوان

مطالعه لزوم تداوم استراتژی­های تجدیدساختار صنعت برق ایران

 استاد راهنما:

دکتر علی­نقی مصلح­شیرازی

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده

مانند مباحثي كه مدت­هاست پيش روي تصميم­گيران و سياست­گذاران صنعت برق در بسياري از كشورهای دنيا قرار دارد، تفكر تجدید ساختار اين صنعت مطابق با طریقه افزايش كارايي و رقابت در ديگر صنايع می باشد. صنعت برق ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و  از اوايل دهه 70 به تغيير ساختار سازماني خود اقدام نموده­می باشد و حال، هدف اصلی از انجام این مطالعه کاربردی مطالعه و تعیین لزوم تداوم استراتژی­هایی می باشد که تاکنون در زمینه­ی تجدیدساختار صنعت برق ایران اجرا ­شده­اند. جهت پاسخ به این سؤال، پرسش­نامه­ای حاوی 25 گویه طراحی­گردید و با بهره گیری از روش دلفی و از طریق نمونه­گیری قضاوتی و هدفمند در میان یک پنل تخصصی11نفره متشکل از چند تن از اساتید دانشگاهی متخصص در رشته­های اقتصاد انرژی و برق، تعدادی از مدیران و معاونان بخش­های تولید، انتقال و توزیع برق و نیز صاحب­نظران در زمینه­ی خصوصی­سازی و تجدید ساختار استراتژیک توزیع­گردید و پس از سه بار تکرار این فرایند سرانجام نتایج مورد نظر حاصل گردید. این نتایج که با بهره گیری از جدول­های توزیع فراوانی، درصدگیری و شاخص مد تحلیل گردید حاکی از آن می باشد که با وجود کاستی­ها و نواقصی که درحال­حاضر گریبان­گیر صنعت برق ایران می باشد، اما طریقه تجدید ساختار این صنعت مثبت ارزیابی می­گردد و تداوم استراتژی­هایی که در این زمینه اتخاذ­شده­اند لازم­ و ضروری می باشد.

 کلیدواژه­ها: اصلاحات­ صنعت­برق، تجدیدساختار، مقررات­گذاری، مقررات­زدایی، خصوصی­سازی.

فهرست مطالب

 عنوان              صفحه

فصل اول : کلیات………..1                           

1-1.مقدمه 2

1-2.توضیح و بيان مسأله پژوهشي 4

1-3.اهميت و ارزش تحقيق 7

1-4.اهداف تحقيق 9

1-4-1.هدف اصلی پژوهش 9

1-4-2.اهداف فرعی پژوهش 9

1-5.سؤال­هاي تحقيق 9

1-6.تعريف عملياتي متغيرهاي پژوهش 10

1-7. دستاورد/نوآوری پژوهش 10

1-8.اختصار­ای از یافته­های پژوهش 11

1-9.اختصار­ی فصل 11

فصل دوم: ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش..12

2-1. مقدمه 13

2-2. چارچوب نظري 14

2-2-1. اصلاحات صنعت برق 14

2-2-2.مؤلفه­های اصلی اصلاحات صنعت برق 17

2-2-2-1. اصلاحات در ساختار 19

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-2-2-1-1.تفکیک اجزا 20

2-2-2-1-2. تجدید ساختار 22

2-2-2-1-2-1.اهداف تجديد ساختار صنعت برق 24

2-2-2-1-2-2.الزامات و نيازمندي­هاي تجديد ساختار صنعت برق 25

2-2-2-1-2-3.بازار برق 31

2-2-2-1-2-3-1.تعریف و فلسفه بازار برق 31

2-2-2-1-2-3-2.مراحل تشكيل بازار برق 31

2-2-2-1-2-3-3.موانع شكل­گيري و يا انحراف بازار رقابتي برق 33

2-2-2-1-2-4.مطالعه تجارب کشورهای مختلف در زمینه تجدیدساختار صنعت برق 35

2-2-2-1-2-4-1. مطالعه تجارب بعضی کشورهای توسعه­یافته در زمینه تجدید ساختار صنعت برق 36

2-2-2-1-2-4-2.مطالعه تجارب بعضی کشورهای درحال­توسعه در زمینه تجدید ساختار صنعت برق 42

2-2-2-1-2-5.صنعت برق ایران 47

2-2-2-1-2-5-1.تاریخچه 47

2-2-2-1-2-5-2.وضعیت کنونی صنعت برق ایران 49

2-2-2-1-2-5-3.اصلاحات صنعت برق در ایران 51

2-2-2-1-2-5-3-1.اصلاحات ساختاری در صنعت برق ایران 52

2-2-2-1-2-5-3-1-1.طریقه تجديد ساختار در صنعت برق ایران 54

2-2-2-1-2-5-4.چالش­های فراروی صنعت برق ایران 58

2-2-2-1-2-5-4-1. اشکالات ساختاری صنعت برق در ایران 59

2-2-2-1-3.شرکتی­سازی 63

2-2-2-2.اصلاحات در قانون 63

2-2-2-2-1.مؤلفه­های اصلاحات در قانون 64

2-2-2-2-1-1.قانون­زدایی 64

2-2-2-2-1-2.قانون­گذاری(تجديد مقررات) 64

2-2-2-3.اصلاحات در مالکیت 65

2-2-2-3-1.مؤلفه­های اصلاحات در مالکیت 65

2-2-2-3-1-1.خصوصی­سازی 65

2-3. پیشینه تجربی 66

2-3-1. پژوهش­های خارجی 66

2-3-2. پژوهش­های داخلی 72

2-4. اختصار فصل 79

فصل سوم : روش­شناسی پژوهش…….81

3-1.مقدمه 82

3-2.مفهوم پژوهش 82

3-3.روش پژوهش 83

3-3-1. روش دلفی 83

3-3-2. انواع دلفی 85

3-4. تعریف عملیاتی مفاهیم 85

3-5. ابزار پژوهش 86

3-5-1.روایی و پایایی ابزار پژوهش 87

3-6. قلمرو پژوهش 87

3-6-1. قلمرو زمانی پژوهش 87

3-6-2. قلمرو مکانی پژوهش 88

3-7. جامعه آماري پژوهش 88

3-8. نمونه آماری پژوهش 89

3-8-1. حجم نمونه آماری 89

3-8-2.روش و طرح نمونه برداري 89

3-9. روش اجرا و گردآوری اطلاعات 90

3-10.روش تحلیل نتایج 91

3-10-1.شرط توافق 91

3-10-2. روش تجزیه و تحلیل نتایج 92

3-11.اختصار فصل 92

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها و یافته­های پژوهش……..93

4-1. مقدمه 94

4-2. تحلیل نتایج 94

4-2-1. یافته­های حاصل از دور اول توزیع پرسش­نامه بین اعضای پنل 95

4-2-2. یافته­های حاصل از دور دوم توزیع پرسش­نامه بین اعضای پنل 97

4-2-3. یافته­های حاصل از دور سوم توزیع پرسش­نامه بین اعضای پنل 98

4-3.اختصار فصل 99

فصل پنجم : نتیجه­گیری و پیشنهادها……100

5-1. مقدمه 101

5-2. اختصار­ای از مطالعه 101

5-3. بحث و مطالعه 102

5-4. نتیجه­گیری 111

5-5. محدودیت­ها، معضلات و پیشنهادهای پژوهش 112

5-6. اختصار فصل 113

فهرست منابع 114

1- منابع فارسي 114

2- منابع انگليسي 119

پیوست­ها 127

پیوست شماره 1 : پرسش­نامه 127

چکیده انگلیسی 130

مقدمه

بهره گیری از انرژی به مقصود توسعه اجتماعی و اقتصادی و نیز بهبود کیفیت زندگی در همه کشورها امری ضروری می باشد(هپ­باسلی[1]،2005 :314) به گونه­ای که امروزه برق(به عنوان یکی از مصادیق انرژی) به یک درونداد حیاتی مبدل گشته که طیف گسترده­ای از فعالیت­های مربوط به تولید، انتقال و مصرف را پشتیبانی می­کند(راجان و رام[2]،2000 :93). کنترل گازهای گلخانه­ای موجود در جو و دیگر انواع گازها نیز مستلزم تمرکز برروی کارایی تولید، انتقال، توزیع و مصرف انرژی می­باشد(هپ­باسلی،2005 :314). امروزه تولید و توزیع برق به یکی از بزرگترین کسب و کارهای جهان تبدیل شده که عایدی سالانه­ی آن در حدود یک تریلیون دلار تخمین زده شده­می باشد(راجان و رام،2000 :93).

مانند مباحثي كه هم­اكنون پيش روي تصميم­گيران و سياست­گذاران صنعت برق در بسياري از كشورهای دنيا قرار دارد، تفكر تجدید ساختار[3] اين صنعت مطابق با طریقه افزايش كارايي و رقابت در ديگر صنايع می باشد(سیاهکلی،سیامک،1381: 1). به تعبیری قانون­زدایی[4] و تجدید ساختار صنعت برق یکی ازمهم­ترین مقوله­های مربوط به توسعه­ی انرژی جهانی در قرن اخیر به شمار می­رود(مک­گاورن و هیکس[5]، 2004 : 321). به تعبیر طرفداران آن، لزوم حركت در اين مسير به دلايل مختلفي زیرا سرمايه­بر بودن، ناكارايي اقتصادي، ساختار سنتي و انحصاري بودن آن غير قابل انكار مي­باشد. بررسي ساختار صنعت برق در كشورهاي مختلف نشان مي­دهد كه تجديد ساختار این صنعت در بسياري از كشورهاي دنيا درحال انجام شدن و يا در دست بررسي می باشد(سیاهکلی،سیامک،1381: 1). تا سال 1980 اغلب کشورهای دنیا متکی به انحصارات دولتی بودند اما در اواسط دهه­ی 1990 بیش از 30 کشور و یا نواحی گوناگون در کشورهای مختلف، سیاست­هایی را جهت اصلاح صنعت برق خود در پیش گرفتند(مک­گاورن و هیکس، 2004 : 321). به دیگر اظهار، بیش از دو دهه می باشد که صنعت برق در جای جای جهان دستخوش تحولات بنیادینی به صورت گذار از الگوی انحصار طبیعی و کنترل شده به سمت ساختار بازار رقابتی شده می باشد(اُرن و جیانگ[6]، 2005 : 407). هدف استراتژی تجديد ساختار، جایگزینی شرکت­های انحصاری قدیمی و تحت کنترل دولت با شرکت­های خصوصی­سازی­شده­­ای می باشد که با یکدیگر به رقابت پرداخته و به صورت کارایی سرمایه­گذاری می­کنند و دروندادهایی را با نازل­ترین و کاراترین قیمت فراهم­می­نمایند (پیتمن[7]، 2007 : 1872). تجارب کشورهای مختلف درخصوص تجديد ساختار، متفاوت و در پاره­ای موارد مغایر با یکدیگر می باشد به گونه­ای که بعضی به موفقیت و بعضی به شکست انجامیده­می باشد. با این تفاصیل همواره این سؤال مطرح می باشد که آیا تجديد ساختار، لازمه­ی پویایی صنعت برق می باشد؟، آیا کشورهای گوناگون پس از طی فرایندهای تجديد ساختار توانسته­اند اهداف اصلی آن را که همانا خصوصی­سازی این صنعت، ایجاد بازارهای رقابتی، تولید و عرضه ی برق با قیمت هایی مناسب و در نهایت، کسب منفعت اقتصادی می باشد تحقق بخشند؟ تجدید ساختار در ایران در چه مرحله­ای می باشد و آیا تداوم آن برای صنعت برق ایران یک ضرورت محسوب می­گردد؟   

در این پژوهش هریک از مباحث ذکر گردیده در بالا به صورت کامل مورد بحث و مطالعه قرارخواهد­گرفت و ابهامات موجود در این زمینه برطرف می­گردد. در ادامه به اظهار مسئله و تعریف متغیرهای اصلی پژوهش حاضر پرداخته می گردد.

  1-2.توضیح و بيان مسأله پژوهشي

تجديد ساختار پدیده­ی رایجی می باشد که سازمان­ها آن را بر اساس الگوی معینی اعمال می­کنند. این تجديد ساختار می­تواند با ملاحظات استراتژیک گوناگونی نظیر تمایل به اتخاذ شیوه­های جدید، پاسخگویی به محیط­های پویا با قابلیت انعطاف پذیری بالاتر، بهبود عملکرد کسب و کار و غیره ایجاد­گردد(بالوگان[8]، 2007 : 81). از این رو اخیراً در بعضی نقاط جهان صنایع دولتی کنترل شده مانند ارتباطات راه دور، خطوط هوایی، گاز و غیره تغییرات عمده­ای را که حاصل کاهش مقررات و افزایش رقابت می باشد، تجربه کرده­اند(وو و وارائیا[9]، 1999 : 75). صنعت برق نیز یکی از صنایع انحصاری دولتی می­باشد که در حال تغییر می باشد. به بیانی دیگر، در سراسر جهان نوعی انتقال از یکپارچگی عمودی[10] صنایع برق به سمت رقابتی شدن بازارها رخ داده­می باشد(مک­گاورن و هیکس، 2004 : 323). تجديد ساختار صنعت برق به معنای شکست انحصار عمودی[11]دولت بر صنعت از طریق جداسازی زنجیره­ی یکپارچه­ی عمودی و برهم تنیده تأمین برق و تفکیک در قالب بخش­های رقابت­پذیر و رقابت­ناپذیر می باشد(عبادی و دودابی­نژاد،1390: 137). موضوع یکپارچه­سازی عمودی که به صورت مالکیت مشترک تولید و کسب و کارهای جزئی(خرده­فروشی[12]) در زنجیره­ی عرضه تفسیر می­گردد، مانعی می باشد در برابر رقابت در بازار برق(بون و همکاران[13]، 2010 : 3710). این در حالی می باشد که یکی از شاخص­ها(و مزایای) بازار رقابتی عدم قدرت گردانندگان بازار در سوءاستفاده از نوسانات تقاضا می باشد. در محصولات ملموس، گردانندگان بازار با حربه­ی انبار توانایی سوءاستفاده از نوسانات را پیدا می­کنند و پیش روی آن­ها، دولت ها نیز از همین مکانیزم جهت تعادل بازار بهره برداری می­نمایند. اما در صنعت برق امکان انبار کردن کالا وجود ندارد. در این صنعت، افزایش و نوسانات قیمت مبادله­شده­ی برق که از نگرانی های عمده­ی تنظیم کنندگان بازار برق محسوب می­گردد، ریشه در سوءاستفاده از قدرت بازار توسط بازیگران دارد. قدرت بازار عبارت می باشد از توانایی یک فروشنده(یا عرضه­کننده) یا جمعی از فروشندگان انرژی در افزایش قیمت برق به سطحی بالاتر از مقدار رقابتی آن برای مدتی قابل توجه و به طوری که سود بیشتری را برای بازیگر مذکور به همراه داشته­باشد. مجموعه­ای از عوامل ذاتی و غیرذاتی زیرا کشش ناچیز تقاضای برق، عدم توانایی ذخیره­سازی اقتصادی برق، تراکم خطوط انتقال، دیربازده­ بودن سرمایه­گذاری در برق و غیره را می­توان به عنوان منشأ قدرت بازار دسته­بندی نمود(رزمی و همکاران، 1389: 42). پس، در مجموع، غیررقابتی بودن بازار برق و وجود قدرت بازار در آن -که نتیجه­ی انحصارات دولتی و یکپارچگی عمودی می باشد- نه­تنها سهولت ورود به بازار برق و یا خروج از آن را از سرمایه­گذاران سلب می­کنند، بلکه انگیزه­های آنان را نیز برای این امر زایل می­سازند.      

اما با تجدید ساختار، تولیدکنندگان، خطوط انتقال و شبکه­ی توزیع از هم جدا می­شوند و هدف از این امر از طرفی کاهش نرخ انرژی برق و افزایش کیفیت آن برای مصرف­کننده و از طرف دیگر رقابت واحدهای تولیدی بر اساس سود خود می­باشد(نیرومندفام، 1390 : 45). اینکه تا چه حد بتوان اهداف مذکور را محقق ساخت چندان روشن نیست.

با در نظر داشتن مباحث فوق، چنین به نظر می­رسد که تجديد ساختار صنعت برق یک ضرورت می باشد. این در حالی می باشد که تجربیات کشورهای گوناگون در این زمینه نتایج مختلف و بعضاً متناقضی را در پی داشته که بعضی به موفقیت و بعضی به شکست منجر شده­می باشد. برای مثال سازماندهی مجدد بخش برق در هلند که از سال 1989آغاز گردید کارایی مورد انتظار را به همراه نداشته­می باشد و منافع احتمالی حاصل از آن نیز در هاله­ای از ابهام قرار دارد(کاستر[14]، 1998 : 661). به عنوان نمونه­ای دیگر، جمهوری فدرال نیجریه از سال 2006 به ایجاد یک طریقه رقابتی در صنعت برق خود اقدام نموده­می باشد، در حالی که بعضی محققان عقیده دارند که چنین روندی نه­تنها منفعتی برای این کشور به همراه نخواهد­داشت بلکه به تحمیل هزینه­های بیشتر خواهدانجامید(آموبی[15]، 2006 : 291). وو و همکاران[16](2003) نیز در مطالعه­های خود بر روی اصلاحات بازار برق که تاکنون در بریتانیا، نروژ، آلبرتا(کانادا) و کالیفرنیا(ایالات متحده آمریکا) رخ داده­می باشد به این نتیجه رسیده­اند که ایجاد بازار رقابتی تولید برق، به تنهایی، در ارائه­ی خدمات قابل اطمینان با قیمت­های پایین و پایدار با شکست مواجه شده­می باشد. البته محققان علت های متعددی را برای این شکست عنوان کرده­اند. در پیشینه­ی تجربی پژوهش به موارد بیشتری تصریح خواهدشد.

صنعت برق ایران نیز از اوايل دهه 70 به تغيير ساختار سازماني و ايجاد شركت­هاي مستقل و غيردولتي توزيع نيروي برق و مديريت توليد برق، همچنين شركت­هايي در بخش­هاي اجرائي و پيمانكاري، ساخت و تجهيزات و غیره اقدام نموده می باشد(توانیر، 1391پ). با این حال مطالعات و مطالعه­های گوناگونی که در خصوص اصلاحات ساختاری و تجدیدساختار صورت پذیرفته حاکی از این می باشد که صنعت برق ایران، پس از حدود بیست سال که از آغاز این اصلاحات می­گذرد، پیشرفت چندانی در این زمینه نداشته­می باشد. جداسازی عمودی ارکان صنعت که یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اقدامات در اصلاحات ساختاری صنایع‌ برق به­شمار می‌آید، در رویکرد اصلاحات صنعت برق در ایران کم‌رنگ می باشد. به بیانی دیگر ارکان صنعت برق یعنی تولید، انتقال و توزیع در اصلاحات ساختاری این‌ صنعت در ایران هیچ‌گاه تحت یک فرایند تفکیک ساختاری قرار نگرفته‌اند تا از طریق‌ واگذاری، مدیریت و مالکیت این ارکان از یکدیگر جدا گردد. ضمناً در این رویکرد، هیچ‌گونه نشانه‌ای از تفکیک‌ افقی اجزا نظاره نمی‌گردد(مقصود و عسکری آزاد، 1387 :71). همچنین آمار و ارقام چاپ گردیده توسط وزارت نیرو بیانگر این موضوع می باشد که میزان خصوصی سازی[17](که خود یکی از مراحل به وجودآوردن يك ساختار برق جديد می باشد) در نیروگاه­های سیکل ترکیبی و گازی پس از گذشت بیست و یک سال، بسیار ناچیز می باشد. مجموعه­ی این عوامل مانع از ایجاد یک بازار رقابتی برق در ایران شده­می باشد؛ از سوی دیگر آینده­ی این اصلاحات و اینکه آیا به کسب منافع بیشتر منتج می­گردد و یا تحمیل هزینه­های افزون­تر، نیز چندان روشن نیست.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

پس مطالعه مزایای تجديد ساختار صنعت برق، مقایسه­ی نتایج کوتاه­مدت و بلند­مدت حاصل از پیاده­سازی آن در کشورهای مختلف و نیز وضعیت فعلی طریقه اصلاحات و تجدید ساختار صنعت برق ایران، مسئله­ی اساسی پژوهش را روشن­تر می­نماید؛ اینکه آیا تداوم استراتژی­های تجديد ساختار صنعت برق ایران از ضروریات می باشد؟ آیا نیاز می باشد که بر تداوم چنین استراتژی­هایی اصرار ورزیم یا خیر؟

1-3.اهميت و ارزش تحقيق

پیش­بینی می­گردد که رشد تقاضا برای مصرف برق در کشورهای در حال توسعه با سرعت بیشتری نسبت به کشورهای توسعه­یافته افزایش یابد. این افزایش در تقاضا در نتیجه­ی بهره گیری­ی گسترده از رایانه­ها، وسایل خانگی، برقراری ارتباط از راه دور و وسایل نقلیه­ی برقی می باشد. همچنین انتظار می­رود که بهره گیری از گاز طبیعی برای تولید برق تا سال 2020 میلادی با شتاب بیشتری رشد یابد

تعداد صفحه :171

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان