گرایش : جمعیت شناسی

عنوان :   مطالعه ارتباط­ میان استقلال زنان و رفتاری باروری

دانشگاه شیراز 

دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی

پایان‌نامه کارشناسی ارشد در رشته جمعیت شناسی

عنوان

   مطالعه ارتباط­ میان استقلال زنان و رفتاری باروری

        نمونه مورد مطالعه : زنان متاهل 49 – 15 ساله  شهر شیراز

استاد راهنما

دکتر بیژن خواجه نوری

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده

 

علیرغم وجود شرایط متفاوتی که بسیاری از زنان در سرتاسر دنیا تحت آن زیست می‌کنند، میزان های رشد جمعیت در طول 30 سال گذشته کاهش چشم گیری داشته می باشد. تولید مثل عامل کلیدی در زندگی زنان می باشد و باروری به گونه جداناپذیری با تأثیر زنان در جامعه و اجتماع مرتبط مي‌باشد. با در نظر داشتن این که زنان عامل اصلی زاد و ولد به شمار می آیند، موقعیت و جایگاه آنان در جامعه میتواند بر رفتار باروریشان تاثیر بگذارد. هدف از انجام این پژوهش مطالعه ارتباط میان استقلال زنان و رفتار باروری آنان می باشد. جامعه­ی آماری این پژوهش شامل زنان سنین باروری (49-15ساله) ساکن شهر شیراز می­باشد و حجم نمونه 384 نفر انتخاب گردید. روش نمونه­گیری، خوشه­ای چندمرحله­ای می باشد که با بهره گیری از پرسشنامه، اطلاعات جمع آوری و به وسیله نرم افزار spss در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید. نظریه کنش پارسونز و نظریه منابع در دسترس به عنوان چارچوب نظری مطالعه انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که میان تحصیلات زنان ،تحصیلات همسر زنان، مهارت زندگی، سن زنان، سن همسر، سن ازدواج، تفاوت سنی با همسر و مصرف رسانه با  رفتار باروری (بعد تعداد فرزند)، و  شبکه ارتباطات و استقلال تصمیم گیری، و استقلال اقتصادی با  رفتار باروری (بعد فاصله تولد اول تا دوم)، ارتباط معناداری هست. همچنین تحلیل معادله ساختاری نشان داد که استقلال زنان با واسطه متغیر توانمندی اجتماعی بر روی رفتار باروری تاثیر می­گذارد.

واژگان کلیدی: استقلال، باروری، منابع در دسترس، کنش، زنان، شیراز.

فهرست

عنوان              صفحه

فصل اول..

1-کلیات… 1

1-1- مقدمه. 1

1-2- اظهار مسئله. 3

1-3- اهميت و ارزش تحقيق.. 7

1-4- اهداف تحقيق: 9

1-4-1- هدف کلی.. 9

1-4-2- اهداف جزئی.. 9

فصل دوم.

2-پیشینه پژوهش.. 11

2-1- مقدمه. 11

2-1- تحقیقات داخلی.. 12

2-2- تحقیقات خارجی.. 20

فصل سوم.

3- مباني نظري.. 32

3-1- نظریه های اجتماعی و فرهنگی.. 32

3-1-1-  نظریه انتقال جمعیت… 32

3-1- 2- نظریه جريان ثروت بين نسلي.. 33

3-1-3-  نظریه ارتقا اجتماعی.. 35

3-2- نظریه های اقتصادی.. 35

3-3- نظریه های اجتماعی.. 36

3-2- 1- باروری به مثابه کنش اجتماعی.. 36

3-2-2- نظريه كنش اجتماعي.. 37

3-2-3- واحد كنش داوطلبانه. 38

3-2-4- كاركردهاي نظام كنش…. 40

3-2-5- نظریه منابع در دسترس…. 42

3- 4- چارچوب نظری پژوهش.. 45

3-4-1- مدل نظری پژوهش.. 47

3-4-2- مدل تجربی پژوهش.. 48

5-3- فرضیات پژوهش: 49

فصل چهارم.

4- روش شناسی پژوهش.. 51

4-1- مقدمه. 51

4-1- روش پژوهش.. 51

4-2- تكنيك تحقيق.. 51

4-3- ابزار جمع آوري داده­ها 51

4-4- جامعه ی آماري.. 52

4-5- واحد تحليل.. 52

4-6- قلمرو زماني و مكاني تحقيق.. 53

4-7- حجم نمونه و شيوه نمونه گيري.. 53

4-8- اعتبار 54

4-9- پايايي.. 54

4-10- فنون تحلیل داده ها 56

4-11- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش.. 56

4-11-1- متغیرهای مستقل.. 57

4-11-2- متغیر وابسته. 58

فصل پنجم..

5- یافته های پژوهش.. 60

5-1- مقدمه. 60

5-2- توصیف داده ها 60

5-3- تجزیه و تحلیل داده ها 71

5-4- تحلیل مدل معادله ساختاری.. 80

5-5- شاخص های نیکویی برازش…. 86

فصل ششم..

6- بحث و نتیجه گیری.. 95

6-1- نتيجه گيري.. 95

6-2- محدودیت ها و معضلات… 99

6-3- پیشنهادهای پژوهشی 99

    6-4- پیشنهادهای اجرایی……….99

منابع فارسي.. 100

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

منابع انگليسي.. 106

کلیات

1-1- مقدمه

مساله باروری و پیامدهای آن برای سلامت و تداوم جامعه بسیار مهم می باشد، زیرا تنها راه تامین جمعیت و تداوم تولید مثل از طریق باروری می­باشد. هر چند می­توان بخشی از جمعیت مورد نیاز یک جامعه را از طریق مهاجرت تامین نمود اما در نهایت امر، ناگزیر از در نظر داشتن مقوله باروری و فرزندآوری خواهیم گردید. بایستی توجه داشت که هرگونه سیاست­گذاری در مورد روندهای جمعیتی در آینده و اتخاذ هر گونه برنامه­ اقدام، مستلزم آگاهی و شناخت عوامل و تعیین کننده­های باروری می باشد (حسینی و بگی، 1391: 74).

باروری، به عنوان یکی از مولفه های جمعیتی، مهم­ترین عامل تغییر در ساخت جمعیت می باشد که تأثیر تعیین کننده­ای در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع در سطح خرد (خانواده) و در سطح کلان (جامعه) دارد. از طرف دیگر با در نظر داشتن این­که در جوامع پدر سالار فرزندآوری بسیار مهم مي‌باشد، موقعیت و پایگاه زنان اغلب با تعداد بچه­هایی که به دنیا می­آورند و هم چنین با جنس نوزاد در ارتباط می باشد و در نتیجه زنان می­خواهند از طریق فرزند­آوری جایگاه و موقعیت خود را بالا ببرند و به مرتبه مردان برسانند.

یکی از تغییرات اجتماعی معاصر، انقلاب آموزشی زنان و مشارکت گسترده آن­ها در عرصه­های مختلف جامعه می باشد. امروزه با در نظر داشتن تأثیر سازنده زنان در توسعه جوامع، رفع عقب ماندگی آنان از جنبه­های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و توانمند­سازی آنان از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. یکی از این جنبه­های مهم، قدرت تصمیم­گیری زنان می باشد. صاحب نظران به این نتیجه رسیده­اند که تساوی زنان و مردان در تصمیم­گیری‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه یکی از راه­های محقق شدن مفاهیمی از قبیل دموکراسی، برابری، توسعه و عدالت اجتماعی می باشد (ساروخانی،1384: 30).

اگرچه زنان، سابقه طولانی در انجام کارهای داخل و خارج خانه دارند، اما آن­چه که واضح می باشد مردان هم چنان از قدرت تصمیم­گیری بیش­تری در خانه برخوردارند. مشارکت اندک زنان در تصمیم­گیری‌های مربوط به امور خانه و زندگی خانوادگی با پیامدهای نامطلوبی همراه می باشد که یکی از آن­ها فرزندآوری بالا و عدم توانایی زنان برای برنامه ریزی صحیح در امور داخلی خانه و در نتیجه اتلاف وقت آنان می باشد.

علیرغم وجود شرایط متفاوتی که بسیاری از زنان در سرتاسر دنیا تحت آن زیست می‌کنند، میزان­های رشد جمعیت در طول 30 سال گذشته کاهش چشم­گیری داشته می باشد (علی مندگاری، 1384). تولید مثل عامل کلیدی در زندگی زنان می باشد و باروری به گونه جداناپذیری با تأثیر زنان در جامعه و اجتماع مرتبط مي‌باشد. با در نظر داشتن این­که زنان عامل اصلی زاد و ولد به شمار می­آیند، موقعیت و جایگاه آنان در جامعه می­تواند بر رفتار باروریشان تاثیر بگذارد.

 

1-2- اظهار مسئله

جمعیت و مسائل مربوط به آن، مانند مسائل چند بعدی و پیچیده جوامع انسانی می باشد که هم تحت تاثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و … و هم تأثیر گذار بر آن مي‌باشد. می­توان گفت که مسائل جمعیتی و تغییر و تحولات مربوط به آن تحت تاثیر یک فرمول یا نظریه خاص نیست، بلكه در شرایط  زمانی و مکانی متفاوت، علل مختلف و متنوع و گاه متضادی دارد. جمعیت و مسائل مربوط به آن به عنوان یک مسئله اجتماعی مانند مسائلی می باشد که بیش­ترین تشتت آرا را در این زمینه به دنبال داشته می باشد. براي مثال پدیده باروری یکی از ابعاد مهم جمعیتی می باشد که در بعضی کشورها برای بالا بردن میزان آن، سیاست‌های تشویقی اعمال می گردد و در جامعه یا کشور دیگری به سبب بالا رفتن آن، سیاست‌های تنبیهی اعمال می گردد (ضیایی بیگدلی و همکاران، 1385).

ایران يكي از سريع­ترين كاهش­هاي باروري را در جهان تجربه كرده می باشد. كاهش باروري آن هم بيش از 50 درصد در يك دهه فقط براي جوامع مسلمان منحصر بفرد و ويژه نيست اما تاكنون در جاهاي ديگر گزارش نشده می باشد (وحيدنيا، 2007: 259). تحولات باروری نشان می‌دهد که باروری کل در سال 1365برابر با 3/6، در سال 1375 برابر با 52/2 و درسال 1385 اين رقم براي كل كشور به 8/1و در سال 1390 به 5/1 فرزند کاهش یافته می باشد (مرکز آمار ایران،1390).

دلايل متعددي براي تبيين انتقال باروري ايران بيان شده می باشد. كاهش مرگ و مير كودكان، افزايش شهرنشيني، بهبود نظام شبكه بهداشتي، توسعه روستاها، استقرار مجدد برنامه هاي تنظيم خانواده، افزايش سواد و تحصيلات بويژه سواد دختران، كاهش تعداد فرزندان دلخواه خانواده و نهايتا بهبود موقعيت و پايگاه نسبي زنان مانند اين مواردند ( عباسي شوازي، 2000، الف و ب)؛ ميرزايي، آقاجانيان و مهريار، 1999). در مورد عوامل تأثيرگذار بر كاهش باروري در ايران، افزايش تحصيلات و بهبود و موقعيت و پايگاه نسبي زنان مانند اين موارد در تبيين انتقال باروري ايران می باشد (علی مندگاري، 1384).

ﺗﺤﻮﻻت ﮔﺴﺘﺮده در ﻧﻘﺶﻫﺎي زﻧﺎن در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮدﯾﺪه ﺗﺎ ﺣﻀـﻮر زﻧـﺎن در ﻋﺮﺻـﻪ    ﻫـﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ و ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺘﻘﻼل در ﺟﻨﺒﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻧﺪﮔﯽ آﻧﺎن از ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ و ﭘﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دﻫﻪ ﻫﺎي ﻗﺒﻞ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﺪﻧﺪ. اﯾﻦ اﻣﺮ زﻣﯿﻨﻪي دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ در ﮐﻨﺶ­ﻫﺎي ﺑﺎروري (رﻓﺘﺎر، ﺗﻤﺎﯾﻼت و اﯾﺪه آلﻫﺎي ﺑﺎروري) زﻧﺎن را ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ.

استقلال[1] زنان به عنوان وضعیت یا کیفیتی از اداره کردن خود [2]، خود تصمیم­گیری و مستقل بودن تعریف شده می باشد که ممکن می باشد ارایه بهتری از درجه و دسترسی، کنترل و استقلال زنان در تصمیم­گیری‌هایشان را نشان دهد (آبادیان[3]، 1996).

ديسون و مور[4] استقلال را به عنوان توانايي دسترسي فرد به اطلاعات و بهره گیری از آن براي تصميم‌گيري در مورد موضوعات شخصي و هم چنين در ارتباط با ديگران می باشد، تعريف مي‌كنند (ديسون و مور، 1983: 45؛ ججي بوي و ستار[5]،2001: 688). هم چنين استقلال به ميزان دسترسي زنان (و كنترل بر) منابع مادي (شامل غذا، درآمد، زمين و ديگر شكل‌هاي رفاه) و منابع اجتماعي (شامل: دانش، قدرت و پرستيژ) در خانواده، در اجتماع و در جامعه مي‌باشد (ديكسون[6]، 1987: 6).

ججي بوي استقلال را به عنوان كنترل زنان بر زندگي خودشان به طوري كه آن‌ها نيز مانند شوهرانشان در مورد مسايل خانواده حق مساوي داشته باشند و بر روي منابع مالي و ساير منابع كنترل داشته باشند، دسترسي به دانش و اطلاعات واقتدار براي تصميم­گيري‌هاي مستقل، آزادي از محدوديت‌هاي تحرك فيزيكي و توانايي ساختن روابط قدرت برابر در درون خانواده مي‌داند (ججي بوي، 2001: 688).

ابعاد استقلال از دیدگاه ججی بوی (1995)، شامل پنج بخش مجزا اما وابسته به هم می باشد که می‌تواند به عنوان اهمیت ارتباط باروری – آموزش تشخیص داده گردد:

1- استقلال اطلاعاتی[7]: زنان تحصیل کرده، دید جهانی وسیع‌تری دارند. دارای ادرک بیش­تری از سبک زندگی جایگزین هستند و نسبت به قدرت و استبداد شک و تردید بیش‌تری دارند.

2- استقلال تصمیم‌گیری[8] : آموزش، ایده و نظر زنان را در تصمیمات مرتبط با رفاه و زندگی شان تقویت می ‌کند. این به معنی اعتماد بیشتر زنان به خودشان در اخذ تصمیم و اظهار ایده و نظرات و مشارکت در بحث‌های خانوادگی می باشد.

3- استقلال فیزیکی [9] : زنان تحصیل کرده ارتباط بیش­تری با جهان پیرامون دارند. زنانی که به تحصیل می‌پردازند آزادی تحرک بیش­تر و اعتماد به نفس زیادتری در بهره گیری از خدمات موجود دارند.

4- استقلال عاطفی[10] : زنان تحصیل­کرده، صداقت و وفاداریشان را از روابط گسترده خانوادگی به خانواده ازدواجی تغییر می‌دهند و روابط عادلانه­تری بین زوجین هست، قیود و صمیمیت بیش­تری در بین دو زوج و والدین و بچه ها حکم فرماست و این گونه زنان به ارزش خود بیش­تر واقفند و خود را کمتر تکذیب و انکار می­کنند.

5- استقلال اقتصادی و اجتماعی و اعتماد به نفس[11]: آموزش، اعتماد به نفس زنان را در موضوعات اقتصادی افزایش می‌دهد.

روتس چیلد[12]  استقلال زنان را از موقعیت و پایگاه آنان متمایز ساخته می باشد. به نظر او موقعیت زنان، تصریح به وضعیت کلی آنان در جامعه دارد در حالی که استقلال را به عنوان توانایی زنان در کنترل و یا تغییر رفتار زنان و مردان دیگر و هم چنین توانایی تعیین کردن وقایع مهم در زندگی خودشان می‌داند (روتس چیلد، 1982: 117).

هیندن[13] استقلال را بعنوان توانایی زنان و عدم وابستگی آنان در تصمیم­گیری‌های مربوط به خانه تعریف می کند (هیندن، 2000:255).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 همان­گونه که در بالا ذکر گردید مفهوم استقلال چند بُعدي مي‌باشد و شامل استقلال اطلاعاتي، استقلال تصميم‌گيري، استقلال فيزيكي (جا به جایی)، استقلال احساسي و استقلال اقتصادي مي‌باشد.

جی­جی­بوی سه مورد از مهم­ترین ابعاد استقلال زنان را قدرت تصمیم­گیری، تحرک مکانی و دسترسی به منابع اقتصادی بدون در نظر گرفتن مکان و مذهب آن­ها می­داند ( حسینی و بگی، 1391: 59). ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزي و اﺳـﺘﻘﻼل زﻧـﺎن و ﻧﻘـﺶ آن در ﺗﺼـﻤﯿﻢﮔﯿـﺮيﻫـﺎي ﺑـﺎروري   ﯾﮑـﯽ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺤﺚ‌ﻫﺎي زﯾـﺎدي در ﻣـﻮرد آن ﺻـﻮرت ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﺳـﺖ. اﮔﺮﭼـﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒـا ﻫﻤﻪ محققان و اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮ اﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ ﮐﻪ اﺳـﺘﻘﻼل زﻧـﺎن ﺗـﺄﺛﯿﺮات ﻗﺎﺑـﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﺮ ﺟﻨﺒﻪ­ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ دارد، وﻟﯽ ﻣﯿـﺰان اﯾـﻦ ﺗـاﺛﯿﺮ     مشخص ﻧﯿﺴﺖ، اتفاق نظر دارند. در این پژوهش به پیروی از عباسی­شوازی و همکاران (2009)، حسینی و بگی (1391)، جهت مطالعه استقلال زنان، سه  بعد تصميم­گيري، جا به جایی و اقتصادي مورد مطالعه و کاوش قرار گرفته­اند.

1-3- اهميت تحقيق

در سال‌هاي اخير توجه فزاينده‌اي به بهبود پايگاه زنان و توسعه تأثیر‌هايشان در فرايند توسعه اقتصادي- اجتماعي صورت گرفته می باشد و ابعاد مختلف مربوط به اين موضوع در حال بررسي و مطالعه می باشد (نيرولا و لاوتي[14]، 1998: 157).

کوشش‌هاي بين المللي كه از چند دهه اخير در ارتباط با ارتقاي شخصيت و منزلت زن صورت گرفته می باشد (كنفرانس قاهره، 1994؛ كنفرانس جهاني زنان در پكن، 1995) بر اصل برابري جنسيتي و تسهيم قدرت و مسئوليت در خانه ، محيط كار و اجتماعات گسترده ملي و بين المللي ميان زنان و مردان تاكيد دارد. از موضوعات مهمي كه در كنفرانس قاهره به آن توجه گردید، برابري جنسيتي بين زنان و مردان و ارتقاي موقعيت زنان بود كه به عنوان راه حل براي كشورهايي مطرح گردید كه داراي باروري بالا هستند. يكي از حوزه‌هاي مهم مورد بحث، توانمندسازي زنان براي كنترل جنبه‌هاي سلامت خود به ويژه بهداشت باروري می باشد كه اگر زنان اصلي‌ترين تأثیر را در تصميم­گيري‌هاي مربوط به باروري و فرزندآوري خود داشته باشند  مي‌توان به كاهش بيش از پيش باروري اميدوار بود (عباسي شوازي و علي مندگاري، 1389).

از نظر جمعيت شناسي موضوع موقعيت زنان بسيار مهم مي‌باشد. زنان تأثیر اساسي در فرايندهاي جمعيتي بازي مي‌كنند و بهبود موقعيت آنان تاثیر زيادي بر وقايع جمعيتي مانند تولد، مرگ، مهاجرت و بهداشت خواهد گذاشت. كاهش سريع باروري در طي دهه‌هاي اخير و رسيدن باروري به  پايين‌تر از سطح جانشيني، همراه با بهبود پايگاه و افزايش موقعيت زنان در سال­هاي اخير، اين ذهنيت را به وجود آورده می باشد كه علاوه بر  عوامل موثر ذكر شده در كاهش باروري، بهبود پايگاه زن تأثیر غير قابل انكاري را در اين كاهش ايفا كرده می باشد.

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎروري در ﻃﻮل ﺳﻪ دﻫﻪﮔﺬﺷﺘﻪ در اﯾـﺮان، ﻻز م اﺳـﺖ ﻋـﻮاﻣﻠﯽﮐﻪ رﻓﺘﺎر زﻧﺎن را ﺑﺮاي داﺷـﺘﻦ ﻓﺮزﻧـﺪ ﺗﺤـﺖ ﺗـاﺛﯿﺮ ﻗـﺮار ﻣـﯽدﻫـﺪ، ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و آنﻫﺎ را ﻣﺒﻨﺎي ﺳﯿﺎﺳﺖﮔﺬاري ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﻗﺮار داد. محققان ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ اﻣـﺮوزه دﯾﺪﮔﺎهﻫﺎ و اﻟﮕﻮﻫـﺎي ﻧﻈـﺮي و در ﻧﺘﯿﺠـﻪ رﻓﺘـﺎر ﺑـﺎروري زﻧـﺎن و ﺧـﺎﻧﻮاده‌ﻫـﺎ دﺳـﺘﺨﻮش ﺗﺤﻮﻻﺗﯽ اﺳﺎﺳﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ راﺣﺘـﯽ ﻧﻈـﺮات و ﺗﺼـﻤﯿﻢﮔﯿـﺮي‌ﻫـﺎي ﺳﯿﺎﺳـﺘﻤﺪاران و برنامه ریزان به راحتی قادر به تغییر این سیاست‌ها و توجه‌ها نیست (عباسی شوازی و همکاران، 1381).

تعداد صفحه :122

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان